تبليغاتX
سهم من
سلام

از اینکه دوباره اومدی و مطلب نوشتی ممنونم

مهرنوش جان باور کن اون شب نمیدونستم توئی آخه شمارتو نداشتم

فرداش با یه شماره به همون کد شماره تو تماس گرفتم گفت از اذربایجانه فهمیدم تو بودی

که فوری بهت خبر دادم

بازم شرمندم عزیزم

شماره من همون قبلیه ولی شمارتو ندارم خوشحال میشم هر وقت بخشیدی منو بهم اس بدی

سهم من از تو ...

علی

+ نوشته شده در یکشنبه 10 مهر1390ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


اون خطم خاموشه

اس ام اسی از ت ندارم

ولی همیشه

توی ذهنمی

+ نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


فراموشت نکردم

ولی شوخی خیلی بدی بود

تو جای من بودی چیکار میکردی

خبر مرگ یه عزیز رو بدی

اونم به شوخی

بعد یه سال بیای بگی شوخی بوده

"مهرنوش"

+ نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 9:19 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


مهر نوش عزیز سلام

از اینکه حالت خوبه و از من یاد کردی خیلی خوشحالم

امیدوارم اس.ام اسم بهت رسيده باشه

گوشيم دست كسي بوده و مثلا خواسته شوخي كنه

من هميشه به يهد تو و اون شبهائي كه صبح كرديم هستم .

مواب خودت باش.

دوستدار تو

                                                     *علي*

+ نوشته شده در دوشنبه 26 بهمن1388ساعت 6:42 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


سهم من از دوستی مون این نبود که تو بری و منو تنها بذاری

مگه قرار نبود که خبر ازدواج و خوشبختی خودت رو برام اینجا بنویسی

کاش اون خبر صحت نداشته باشه ،

کاش دروغ باشه که توی تصادف کشته شدی

نمی تونم ادامه بدم و بنویسم

ادامه این پست برام خیلی سخته

چند روزی میشه که نتونستم حواسم رو یه جا جمع کنم و باور کنم که دیگه نیستی

کاش بیای و بنویسی که اون خبر اشتباه بوده


+ نوشته شده در سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 10:43 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


ممنون بابت خوبی هات

بازم میام.

دیگه از این روزهای تکراری    خسته ام

"مهرنوش"

+ نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو یادی نکنم

میشکنم  میمیرم

                                                               *علی*

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


سلام

بعد مدتها که صدات رو شنیدم خوشحال شدم

زمانی که دیگه فکر میکردم برا همیشه از یادم بردی

شاید باورنکنی ولی سردی هوا تو رو بیشتر به یادم میاره

تعطیلی روزهای سرد مدرسه ها

و کنار هم بودن ما دوتا

اگه تو بتونی بیایی

منم

حتما میام

خوشحال میشم

بتونیم در همین فصل آشنایی

حرفامون رو دوباره برا هم بزنیم

مرسی که هنوز در یادت بودم

"مهرنوش"

+ نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


مهرنوش عزیز سلام

از اینکه این مدت نتونستم پیامی بذارم شرمندم

سرم خیلی شلوغ بود. کارمو عوض کردم.هر شب باید کانکت شم خوشحال میشم تو هم بیای.

 

                                علی

+ نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |


من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو

یادی نکنم

می شکنم

                                      "  مهرنوش"

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 5:43 بعد از ظهر توسط مهرنوش & علی |